افتخارآفرینیاش در میدانهای بزرگ ورزش را نه تنها برای خود بلکه برای ایران و مردمش میداند و معتقد است قهرمانان واقعی آنهایی هستند که برای وطن از جان خود گذشتهاند. " علیاکبر صلواتیان" جانباز دفاع مقدس، دارنده سه مدال طلای پارالمپیک و دو قهرمانی جهان بههمراه تیم ملی والیبالنشسته ایران است. پایگاه خبری صندوق حمایت از قهرمانان و پیشکسوتان ورزش کشور، با وی گفتوگویی داشته که در ادامه میخوانید.
کمی بیشتر از خودتان بگویید.
علیاکبر صلواتیان عضو سابق تیم ملی والیبالنشسته ایران متولد دوازدهم اردیبهشتماه سال 1346 در مهدیشهر سمنان هستم.
در چه تاریخی به درجه رفیع جانبازی نائل گردید؟
آذرماه سال 1366 در عملیات برون مرزی در منطقه ماووت عراق مجروح شدم. آن زمان 20 ساله بودم و از ناحیه زانوی پای راست دچار قطع عضو شدم.
چه شد سراغ والیبالنشسته رفتید؟
قبل از اینکه در جنگ مجروح شوم به طور جدی ورزش فوتبال را دنبال میکردم. پس از قطع عضو دیگر امکان حضور در این رشته را نداشتم. دو سال پس از جانبازی در سال 1368 به پیشنهاد و توصیه دوستانم به رشته والیبالنشسته آمدم و آن را با علاقه و جدیت دنبال کردم. حضورم در مسابقات قهرمانی کشور در شهر محلات نقطه ورود من به تیم ملی بود. در آن مسابقات مورد توجه مربیان تیم ملی قرار گرفتم و از من برای حضور در اردو دعوت شد. اولین مسابقاتی که حضور داشتم بازیهای پارالمپیک 1992 بارسلونا بود که آنجا قهرمان شدیم.
چه عناوینی در دوران ورزش حرفهای کسب کردهاید؟
کسب سه قهرمانی در پارالمپیک های 1992 بارسلونا، 1996 آتلانتا و 2000 سیدنی، دو طلای قهرمانی جهان در مسابقات 1993 آلمان و 1998 ایران و همچنین برنز مسابقات قهرمانی جهان 2002 مصر از جمله افتخاراتی است که توانستهام با تیم ملی والیبالنشسته ایران کسب کنم. عناوین متعدد بینالمللی دیگر نیز در کارنامه ورزشی خود دارم.

احساس خود بر سکوی قهرمانی پارالمپیک را برایمان وصف کنید.
به نظرم کسب مدال پارالمپیک در جایگاه رقابتی بزرگ، از وصفناپذیرترین احساساتی است که ممکن است یک ورزشکار تجربه کند. یک سربلندی که تنها برای خودت نیست بلکه کشور، هموطنانت و خانوادهات در آن شریک هستند. چه افتخاری بالاتر از این که پرچم کشورت بر فراز دنیا به اهتزاز درآید و همه آن را ببینند و بشناسند.
شما در هر دو جبهه جنگ و ورزش حضور داشتید، آیا احساس مشابهی را در این دو عرصه تجربه کردهاید؟
در هردوی میدانها حس وطندوستی نیروی محرکه و انگیزه اصلیام بوده است. چه هنگامی که در میدان دفاع از وطن بودم و چه در زمین ورزش، به چیزی غیر از خاک ایران و عزتمندی آن فکر نمیکردم. البته باید تاکید کنم حضور در جبهههای جنگ وظیفه بود و موضوعی نیست که بخواهم منتش را بر سر دیگران بگذارم، زیرا معتقدم باید تا آخرین نفس پای مملکت خود ماند. ایران خاک ماست هر چه داریم از آنِ وطنمان است. ما نیم وجب از خاک سرزمینمان را به اجنبی نخواهیم داد و برای آن حاضریم جان بدهیم. بود و نبود ما برای وطن است و همه زیر یک پرچم هستیم.
بعنوان یک قهرمان تعریف شما از قهرمان چیست؟
قهرمانی مفهومی نیست که به میدان ورزش تقلیلش داد. قهرمان معنایی برای همه عرصههای زندگی است؛ ولی از نقطهنظر من شهیدانی که از ابتدای انقلاب تا کنون برای نام ایران فداکاری کردند و جانبازانِ با درصد بالا که سالیان سال است بر تخت آسایشگاهها خوابیدهاند، به معنای واقعی کلمه قهرمان هستند. هماکنون نیز عزیزانی که در خط مقدم نبرد برای دفاع از ایران حضور دارند قهرمانان وطنند.
درسی که در گذر عمر از زندگی گرفتهاید و توصیهتان به جوانان چیست؟
من به تازگی وارد 59 سالگی شدهام و مهمترین درسی که در این سالهای عمر آموختهام این بوده که با همه مشکلات باید زندگی کرد و ادامه داد، نباید تسلیم سختیها شد. عمر ما در حال گذر است و این مسیر پیش روی ماست پس سعی کنیم زندگی و گذران آن با سرافرازی و عزت همراه باشد. به جوانها تنها یک توصیه دارم، اینکه در هر عرصه و حوزهای وارد میشوند با جدیت کار و تلاش کنند تا برای مملکت افتخارآفرین باشید.
حرف آخر.
امیدوارم کشورمان از جنگ سرافراز بیرون بیاید و مردم ایران در آسایش، عزت و افتخار قرار بگیرند. همچنین از صندوق حمایت سپاسگزارم که از پیشکسوتانی چون ما که فراموش شدهایم یاد میکند.

